|
سوال در خط مشی گذاری دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ 20:54
سوال:
یکی از مدل های خط مشی گذاری عمومی را به دلخواه شرح دهید؟ جواب:
مدل عقلایی Rational Model
یک خط مشی وقتی عقلایی است که به حداکثر « سود اجتماعی» برسد ، از این رو دولت ها باید خط مشی هایی را انتخاب کنند که منجر به منافعی در جامعه شده که این منافع بیشتر از هزینه ها شود ، همچنین دولت ها باید از خط مشی هایی که منافعش بیشتر از هزینه ها نمی شود ، خودداری کنند.
E دو رهنمون مهم در این تعریف از حداکثر سود اجتماعی وجود دارد:
خط مشی که هزینه اش از منافعش بیشتر است نباید انتخاب شود.
از میان خط مشی های مختلف ، تصمیم گیرندگان باید آن خط مشی را انتخاب کنند که بیشترین سود را با توجه به هزینه هایش ایجاد می کند.
این مدل بر سه فرض اساسی استوار است :
دسترسی خط مشی گذار به تمامی اطلاعات مورد نیاز
شناخت روشن از ترجیحات و خواسته ها
برخورداری خط مشی گزار از استدلالی کلی نگر که امکان بررسی همه جانبه و جامع همه ی راه حل ها و مقایسه ی آن ها را به وی می دهد.
E مراحل سیاست گزاری براساس مدل عقلایی به شکل زیر است:
تعیین اهداف
درجه بندی ارزش ها
مشخص کردن ترجیحات
شناسایی تمام گزینه های مناسب
محاسبه ی همه ی نتایج گزینه ها و مقایسه ی آن ها و انتخاب گزینه یا ترکیبی از گزینه ها که می تواند بیشترین ارزش را به حداکثر برساند.
موانع خط مش گذاری بر مبنای مدل عقلایی
عدم اجماع بر ارزش ها و اهداف اجتماعی مشخص
عدم قابلیت مقایسه و ارزش گذاری بسیاری از ارزش ها و اهداف
خط مشی گذاران به دنبال حداکثر سازی دستیابی به اهداف نیستند.
سرمایه گذاری فراوان در روند اجرای برنامه ها مانع توجه به سایر گزینه های ممکن می شود.
موانع بیشماری بر سر راه جمع آوری اطلاعات کافی جهت ارزیابی همه ی گزینه ها وجود دارد.
× راه های ارتقای عقلانیت تصمیمات مدیران :
o مدل سازی
o کاربرد ریاضیات و آمار
o جداول تصمیم گیری
o جداول ارزیابی
o خط مشی گذاری تجربه گرا
شاید مدل عقلایی در سطوح کلان اجتماعی کارکرد بسیاری نداشته باشد ، اما در تصمیم گیری های سازمانی و خرد که دارای وضعیت نسبتا ثابت، دسترسی به اطلاعات لازم و معیارهای کمی هستند ، قابلیت بالایی دارد. در حوزه های تکنیکی و فنی هم می توان از این مدل استفاده کرد.
× براي انتخاب يك خط مشي عقلايي، خط مشي گذاران بايد:
1- بر همه اولويتهاي ارزشي جامعه و اهميت آنها واقف باشند.
2- با همه گزينه هاي موجود خط مشي آشنا باشند.
3- همه پيامدهاي ممكن را براي هر گزينه خط مشي پيش بيني كنند
4- نسبت منفعت به هزينه را براي همه گزينه ها محاسبه كنند.
5- كاراترين گزينه را به عنوان خط مشي مطلوب انتخاب كنند.
SHAPE \* MERGEFORMAT مدل احساس :ادراک درفرایند عقلائی
o تعریف مساله شامل دو مرحله متمایز از هم می باشد
1-احساس مشکل
2-ادراک مشکل
در مرحله احساس خط مشی گذاران عارضه ها ورویه های بیرونی مشکل رادر می یابند ودرمرحله ادراک به ریشه یابی مشکل اقدام می کنند .
مدل ساده "احساس مشکل – ادراک مشکل "برای تحلیل خط مشی گذاریها مفید بوده وخط مشی گذاران وتحلیلگران خط مشی را یاری می دهد تابه نتایج موثرتری درتصمیم گیریها وتحلیلهایشان دست یابند.
× موانع خط مشي گذاري عقلايي
1- معمولاٌ هيچ منفعت اجتماعي وجود ندارد كه در مورد آن توافق كلي وجود داشته باشد، بجز منافع افراد و گروههاي معدود كه بسياري از آن منافع نيز با هم در تعارض هستند.
2- منافع و هزينه هاي بي شماري را كه با هم سازگار نيستند نمي توان مورد بررسي قرارداده.
3- خط مشي گذاران براي اتخاذ تصميمات بر مبناي اهداف اجتماعي انگيزه اي ندارند در عوض آن ها سعي مي كنند كه پاداشهاي خود يعني قدرت، موقعيت، انتخاب(انتصاب) مجدد، امكانات مالي و غيره را افزايش دهند و در نظر گيرند.
4- خط مشي گذاران جز اينكه به رفع نيازها براي پيشرفت امور بپردازند ، انگيزه براي افزايش نفع خالص اجتماعي ندارند، آنها به تحقيق خود براي يافتن« بهترين راه ادامه نمي دهند و زماني كه راهي را بيابند كه « عملي باشد» جستجو براي يافتن ديگر گزينه ها را متوقف مي كنند،
5- سرمايه گذاري عظيم در مورد برنامه ها و خط مشيهايي كنوني، خط مشي گذاران را بازبيني گزينه هايي كه در جريان تصميم گيريهايي قبلي ، مورد قبول واقع نشده اند، باز میدارد.
6-در جریان خط مشی گذاری موانع بیشماری نظیر هزینه جمع آوری ، دسترسی به اطلاعات و زمان لازم برای جمع آوری اطلاعات وجود دارد
7- توانايي پيش بيني در علوم رفتاري و اجتماعي و همچنين علوم زيستي و فيزيكي به حدي نيست كه خط مشي گذاران قادر باشند تا همه منافع و هزينه هاي احتمالي حاصل از اجراي هر گزينه ( خط مشي) را كاملاً درك كنند.
8- زماني كه ارزشهاي مختلف سياسي ، اقتصادي و فرهنگي دخالت دارند ، خط مشي گذاران حتی به کمک پیشرفته ترین فنون تحلیلی و روشهای پردازش رایانه ای قدرت کافی برای محاسبه دقیق هزینه ها ومنافع را نخواهند داشت.
9- براي كاهش احتمال پيامدهاي ايذائي و غير قابل پيش بيني ، به دليل عدم قطعيت در مورد نتايج گزينه هاي مختلف خط مشي، خط مشي گذاران مجبورند تا آنجا كه ممكن است به خط مشيهاي قبلي متكي باشند،
10- ماهيت تقسيم كار و تخصصي شدن خط مشي گذاري عمومي در ديوان سالاريهاي بزرگ، هماهنگي در فرايند تصميم گيري را مشكل مي نمايد، زيرا در موقع تصميم گيري نمي توان نظر همه متخصصان را در زمينه هاي مختلف در اختيار داشت.
نوشته شده توسط قربان ایری | لینک ثابت | نظر بدهی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۴ساعت 11:39  توسط امانی
|
|